نفسم
سلام عزیزم امروز 25هفته و4روزته مامانی منوبابایی داریم برای اومدنت لحظه شماری میکنیم نفس جونم چه لگدهایی که نثارمامانی نمیکنی... عسیسم ببخشیدکه خیلی وقته برات ننوشتم...این چندوقته درگیرانتخاب تختوکمدت هستم اخه مامانی دوست داره همه ی وسایل نفس جونی تک باشه....عاشقتیم مامانی..چندروز پیش بابایی دیدکه شماچطوری لگدمیزنی غش کرده بودازخنده که چطوری شکم مامانو کج وکوله میکنی...خیلی این روزاسخت میگذره مامانی همش دلم میگیره..طفلک بابایی هرروزمنومیبره بیرون...دوست دارم یه دنیا نفففففففففففففففسسسسسسسسسممممم ...
نویسنده :
مامانی
17:44







