گردش سه نفره
یه روز جمعه من وشما وبابایی سه تایی رفتیم بیرون... اول رفتیم رستوران غذامونو خوردیم که شما هنوز خواب
بودی...

بعد از ناهار رفتیم رودخونه کن که شما دوست داشتی پاهاتو تو اب کنی...بابای مهربونتم پاهاتو تو اب کرد


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گردش سه نفره
