دردودلهای مادرانه
عزیزدلم این روزاخیلی شیرین شدی ودل همه رومیبری.
.امابراشیرخوردن
اذیت میشی کاش میتونستم کاری کنم که شیرتو راحتتربخوری امامثل اینکه
اقتضای سنته.مامانی وقتی سینرومیزارم دهنت گریه میکنی ونمیخوری این وقتا
خیلی ناراحت میشم
دلم میگیره که نمیتونم کاری کنم بعضی وقتاکه خیلی
ممانعت میکنی گریم میگیره وعصبانی میشم امابافشاردادن دندونام به هم
خودموخالی میکنم عزیزم شیرتوبخور دیگه دندونای مامانی جلوش انقدرفشار
دادم یه کوچولوشکسته توکه دوست نداری دندونای مامان زشت بشه
مامانی
همه این چیزاروبه خاطر شماتحمل میکنم که
ارزشت برام بیشتراذ دنیاست امیدوارم اگه من وبابایی چیزی برات کم گذاشتیم
یابادعواهای کوچولومون باعث میشیم شماشیرعصبی بخوری روببخشی
سعی میکنیم دیگه باهم خوش باشیم تاوقتی شمابزرگ شدی ازاینکه مامان
وباباتیم خوشحالو راضی باشی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دردودلهای مادرانه
