نوراجوننوراجون، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

نفس مامان وبابا

یلدات مبارک عشقــــــــــــــــــــــــــــم

1392/9/29 0:58
نویسنده : مامانی
477 بازدید
اشتراک گذاری

نورای مامان امسال دومین شب یلدایی هست که خدا شمارو به ما هدیه داده...عزیز دلم اولین  شب  

 

یلدات رو تو بیمارستان بودیم باهم....چون شما زردیت بالا بود وبستریت کرده بودنناراحت...اون شب تلخ ترین 

 

شب یلدای عمرم بود چون عوض اینکه همه باهم یلدارو جشن بگیریم وکنار هندونه خوشگلمون باشیم هر 

 

کس یه گوشه من وشما بیمارستان بودیم ومن به خاطر سردردهام لحظات بدی رو سپری میکردم...وبابا 

 

خونه خودمون از نبود من  وشما گریه میکرد...مامان جون وبابا جون هم خونه خودشون از سرشب  

 

خوابیدن وحوصله حتی خوردن هندونه رو هم نداشتننگران

 

 

وامــــــــــــــــا عزیز دلم دومین شب یلدات مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــChampagne

 

خوشگلم مامانی اینا رو برای شب یلدات درست کرده...امیدوارم خوشت بیاد

 

کارت پستالهای شب یلدا

 

 

ولباس شب یلدای خوشگلـــــــــــــــــــم

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان ریحان
30 آذر 92 20:30
آخر پاییز شد! همه دم میزنند از شمردن جوجه ها! بشمار، تعداد دل هایی را که به دست آوردی! بشمار، تعداد لبخندهایی که بر لب دوستانت نشاندی! بشمار تعداد اشکهایی که از سر شوق و غم ریختی! فصل زردی بود…!توچقدر سبز بودی!؟ جوجه ها را بعدا میشماریم سلام وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم باهم تبادل لینک داشته باشیم
مامانی
پاسخ
ممنون عزیزم منم خوشجال میشم
مامان شیوا
7 دی 92 14:03
به به چه مامان با سلیقه ای عمرت یلدایی گل دختر