گردش سه نفری
عزیز دلم امروز وقتی بابایی از سرکار اومد تصمیم گرفتیم سه نفری بریم بیرون
خرید.هنوز راه نیوفتاده بودیم که شماخوابیدی وتانصفه های راه خواب بودی.
وقتی ازخواب بیدارشدی وچشمای درشتتو بازکردی همه توخیابون چشمشون به
شمابود..الهی مامان فدات بشه هرمغازه ای که میرفتیم فروشنده میگفت اسپند
براش دود کنید
یه کم که خریدکردیم بارون زد ومجبورشدیمزیر ایوون مغازه ها
کمی صبرکنیم....خوشبختانه زود بند اومد وما با نق نق های وروجکمون که
شیرمیخواست اومدیم خونه
اینم عکس شما قبل رفتن به پیاده روی دخملم خسته است فداش بشم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گردش سه نفری
