نوراجوننوراجون، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه سن داره

نفس مامان وبابا

هنرهای دخترم

عزیزم شماچند وقته که یاد گرفتی میتونی پاهاتو بخوری ..به دستاتم بادقت نگاه میکنی وبعد یهو میکنی دهنت ...عزیز دلم غلت زدنو یاد گرفتی و دیگه ماهیچیو نمیتونیم روزمین بزاریم از کنترل گرفته تا گوشی موبایل ..همش دوست داری یه چیزی پیداکنی وبزاری دهنت  اکثرا هم   به چیزای الوده علاقه داری که وقتی از دستت میگیرمشون گریه میکنی بعضی وقتها سر بطری میشورم ومیزاریم بخوریش تاحس کنجکاویت برطرف بشه     واینکه دیگه بدون کمک میتونی بشینی   ...
4 تير 1392

نیم سالگیت مبارک

بهترینم شش ماه از روزای قشنگ ه باتوبودن گذشت ومن وبابایی هرروز   بیشتر از دیروز دوست داریم...عسلم ماشا... بزرگ شدی الان یه عکس   از سه روزگیت و یه عگس از شش ماهگیت میزارم تاببینی چقدر بزرگ             و نانازی شدی       ...
4 تير 1392

روزمره نوراجون

دختر نازم هرروز که ازخواب بیدارمیشی واون لبخند قشنگتو به من هدیه میکنی خدارو هزاربار شکرمیکنم بخاطر  داشتنت.نمیدونی من وبابایی چقدر ازبودن با تو لذت میبریم لذتی که باهیچ چیز تودنیا عوضش نمیکنیم     بهترینم ازاینکه خدا مارولایق داشتن فرشته ای مثل توکرده ازش ممنونیم.امیدوارم امانت دار خوبی باشیم وبتونیم خوشبختت بکنیم. دختر نازم بهتره بدونی که نه تنها من وبابایی .بلکه همه تورودوست دارن مامان جون که اگه تورو دو روز نبینه دلش میگیره.خاله  زهراهم وقتی زنگ میزنه اول حال تو رو میپرسه عزیزم.داییهاتم که   وقتی میبیننت ازخود بیخود میشن ...مامانی واقاجون هم عاشقت...
3 تير 1392

دنیای کودکانه

پدر و مادر عزیزم! سلام.  تمام روزهای سال، من آن چه را که شما برایم نوشته اید میخوانم و قصه هایی را که برایم میگویید میشنوم، اما از شما خواهش میکنم فقط همین امروز به حرف های من گوش کنید و نامه مرا بخوانید. لطفا با من بازی کنید باور کنید میدانم که دنیای بزرگترها پر از استرس و کار و گرفتاری است اما هر شب که شما به خانه می آیید ته دلم آرزو دارم کمی با من بازی کنید. نیازی نیست که ساعت ها برای من وقت بگذارید، من تنها به ده دقیقه زمان احتیاج دارم تا بتوانم به کمک بازی، نقاشی یا درد دل کردن حرف ها، ترس ها، نگرانی ها و شادمانی های کودکانه ام را به شما بگویم. اگر باورنمی کنید از همین امشب شروع کنید و فقط شبی ده دقیقه با من بازی کنید. بعد ...
26 خرداد 1392

گردش با نوراجون

دخمله نازم این عکسابرای چندروز پیش که رفته بودیم کوه...دخترم خیلی خوش سفری زیاد مامانی رو اذیت نکردی   بعبعی های گوگولی هم توعکسات افتادن                     اینم نوراجون وخالش     ...
16 خرداد 1392

هدیه بابایی

اینم کیف پولته دخملم که بابایی ازسرکاراومدنی برات خریده امیدوارم خوشت بیاد   ببین چه گوگولیه         ...
12 خرداد 1392

عکسهای عزیزم

دخملم قربون پستونک خوردنت بشه مامانییییییییییییییی     عسل مامان نابغه میشهههههههههههههه ازالان  به نوشته های کریرش توجه میکنه   ...
11 خرداد 1392