نوراجوننوراجون، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

نفس مامان وبابا

ادامه

1393/6/18 1:51
نویسنده : مامانی
308 بازدید
اشتراک گذاری

مامانی نمیدونم چرا سیستمم هنگ کرده پشت هم نمیشه نوشتعصبانی

 

ودر ادامه

 

داری فرار میکنی لباس تنت نکنم

 

دی جی نورابوس

 

وموقعهایی که بابابایی میبریمت پارک...کلی دوست پیدا میکنی وبهت کلی خوش میگذره

 

 

اینجا هم مثلا داری نماز میخونی..میخوابی رومهر وقایمکی لیس میزنیشخنده

 

 عکست بابابا هم برا افطاری تو باغ ه که ارشیدا خانم دختر عموی بابایی اومده بود.وشما باهم کلی اب بازی کردید

شب احیا بیست ویکم ماه رمضان ه که شماهم با ما احیا نگه داشتی...تلویزیونو ببین که اذان صبح ونشون میدهتعجب

اولین بار که دخملی سوار مترو شده وکلی ذوق کرده که از اون دسته ها اویزونهزبان

 

اینجا هم  جای مورد  علاقه مامان ودخملی.جیگرکی های میدون بهمن...به به ...ما رستوران دوست نداریم همش

 

اونجاییم مگه نه مامانیعینک

 

نفسم علاقه عجیبی به لباس زیر هات داری وحتی با اونا میخوابی...اصلا عروسکاتو بازی نمیدی وهمش میری از

 

کشوت اینارو میاری

 

 

قربون موهای نازت بشممحبت

 

این کلا هو از  یکی از شانسی هات برنده شدی....عزیزم در حال خونه تکونی بودیم وشما خودتو به همه چیز

میمالیدی برا همون لباست کثیف شده

 

5 سالگرد ازدواج مامان وبابا...که با حضور عسلمون برگزار شد....جشن

روز جهاز برون خونه جی جی...زندایی لیلا

نورای بی حوصله

 

 

اینجا هم برای دندونی نهال جون رفته بودیم خونشون

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)